نقاشی از صورت
با محبوبیت فزاینده ای از ترکیب های صفحه آلبوم در ایران قرن هفدهم، هنرمندان شروع به گسترش رپرتوار اجراهای خود را از موضوع و آزمایش با فرمت های جدید و سبک تصویری. اروپا هنر یکی از منابع اصلی الهام بخش بود. معرفی شده توسط دیپلمات ها، تجار ، و مبلغان مذهبی، همه از آنها شروع به مکرر ایران در این زمان ، نقاشی های غربی و کالاهای لوکس هنرمندان صفویه به مفاهیم جدید، تصویری مانند ناتورالیسم، چشم انداز ، و بازی نور و سایه در معرض. این کنوانسیون جدید شاید بهترین راه حل در جهت منافع صفوی در نمایندگی دارای گوشه و کنایه ناتورالیستی بیشتر بیان شده است.

مرد ریشو متمایل بر روی کارکنان
مرد ریشو متمایل بر روی کارکنان
ایران ، اصفهان ، CA. 1630-40
شستشو جوهر و رنگ بر روی کاغذ
33.7 * 22.8 سانتی متر (13 1 / 4 * 9 شوید.)
خرید اسمیتسون ، وجوه سپرده نامحدود اسمیتسونیان کلکسیون برنامه اکتساب و دکتر آرتور M. Sackler، S1986.312
مانند تمام پرتره، نمونه های صفوی در ظاهر فیزیکی و وضعیت روانی افراد خود را تمرکز ، ایجاد یک تعامل شخصی و فوری بین بیننده و تصویر. با این حال، آنها هنوز هم به دنبال هنجارهای نقاشی ایرانی، که همواره انتزاع در طول نمایندگی مورد علاقه. حتی اگر بیشتر ناتورالیستی از تصاویر شاعرانه با الهام وار، پرتره فارسی اغلب بین واقعی و ایده آل، خاص و تعمیم نوسان، فراخوانی خوانش ها و تفسیرهای مختلف.

بزرگ وزیر شاه قلی خان
توسط حاجی محمد به امضا رسید
ایران، محتملا اصفهان ، مورخ 1696
آبرنگ کدر ، جوهر ، و طلا بر روی کاغذ
لنت توسط هنر و تاریخ تراست LTS1995.2.182
منابع:
Abolala Soudavar. هنر دادگاه های فارسی : انتخاب از هنر و تاریخ مجموعه اعتماد است. نیویورک : Rizzoli، 1992.
شیلا R. Canby.سرکش اصلاح طلب : طراحی و نقاشی ریزا یی عباسی اصفهان. لندن : انتشارات آزیموت، 1996.
انبار قرض گرفته شده : در قرون وسطی فارسی Epigrams. مقدمه و ترجمه شده توسط دیک دیویس. واشنگتن D.C. : Mage را ناشران، 1997.
برچسبها:
نقاشی از صورت,
نقاشی ایرانی,
مشهد,
برای هنر,
صفویه,
نقاشی اصفهان,
نگارگری
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 22:20  توسط هنرمند
|
رضا عباسی
رضا عباسی (حدود 1،565 - 1،635)، یکی از مشهورترین نقاشان فارسی، استاد بی نظیر از این ژانر در نظر گرفته شده است. اموزش توسط پدرش، هنرمند علی اصغر، ریزا دربار شاه عباس اول در جوانان خود را پیوست. در سال 1603، او به عنوان تجلیلی "عباسی" (به عنوان مثال ، عباس) از حامی سلطنتی خود را دریافت کرد اما در سمت چپ دادگاه در مدت کوتاهی پس از آن. با توجه به چندین حساب معاصر، ریزا از طبیعت گرم بود و بنا به گزارش این شرکت از کشتی گیران، libertines، و دیگر "lowlifes" که از درباریان ترجیح داده است. او دوباره کارگاه سلطنتی (کارگاه) مدتی در اطراف 1610 و در خدمت شاه تا زمان مرگ او در 1635 باقی ماند.

پابرهنه جوانان
پابرهنه جوانان
امضا شده توسط ریزا عباسی (1،565-1635 حوالی)
ایران ، محتملا اصفهان، حدود. 1600
آبرنگ کدر ، جوهر ، و طلا بر روی کاغذ
30.0 * 18.0 سانتی متر (11 13 / 16 × 7 1 / 16 وارد)
لنت توسط هنر و تاریخ تراست LTS1995.2.78
مانند بسیاری از معاصران خود، رضا عباسی مشغول به کار بر روی تصاویر نسخ خطی و همچنین نقشه های فردی و نقاشی ، که مشخصه کار خود تبدیل شد و از بعد نقاشی صفویه به طور کلی است. به خصوص قابل توجه برای آنها خطوط خوشنویسی مبنی بر لذات جسمانی و مبتکر استفاده از رنگ های پر جنب و جوش است، این ترکیب طیف وسیعی از تصاویر وسواس زیاد به پایان رسید ایده آل برای بیشتر خود به خودی، پرتره naturalistically درک است. ابتکاری ریزا، سبک تغزلی نقاشی، منبع الهام بخش برای نسل های بعدی از هنرمندان ، بسیاری از آنها جعلی امضا خود را به افزایش ارزش هنری و پولی از کار خود را تبدیل شد.

نشسته درویش
نشسته درویش
امضا شده توسط ریزا عباسی (1،565-1635 حوالی)
ایران، محتملا اصفهان ، مورخ 1626
شستشو جوهر و رنگ بر روی کاغذ
لنت توسط هنر و تاریخ تراست LTS1995.2.79
منابع:
Abolala Soudavar. هنر دادگاه های فارسی : انتخاب از هنر و تاریخ مجموعه اعتماد است. نیویورک : Rizzoli، 1992.
شیلا R. Canby.سرکش اصلاح طلب : طراحی و نقاشی ریزا یی عباسی اصفهان. لندن : انتشارات آزیموت، 1996.
انبار قرض گرفته شده : در قرون وسطی فارسی Epigrams. مقدمه و ترجمه شده توسط دیک دیویس. واشنگتن D.C. : Mage را ناشران، 1997.
برچسبها:
رضا عباسی,
نقاشی ایرانی,
نقاشی صفویه,
درویش نشسته,
مشهد,
جوان پا برهنه
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 22:15  توسط هنرمند
|
شعر فارسی و نقاشی
شعر، نثر نیست، تا به فرم دلخواه بیان ادبی در ایران بوده است. حکومت متر خاص، قافیه، و تعداد خط، شعر فارسی است به خصوص برای تصاویر خاطره انگیز و استعاره های آن قابل توجه است. ریشه در فرهنگ دادگاه قرون وسطی، شامل منابع بسیاری از فلزات گرانبها، پارچه های لوکس، و بوی معطر است. طبیعت ، با این حال، ارائه می دهد با دوام ترین منبع الهام بخش و اغلب مورد استفاده بود به التماس کردن به زیبایی انسان : رو در مقایسه با یک ماه کامل، چشم ها به narcissi، و چهره بلند و باریک به سرو swaying شد. هیچ تمایز در جنسیت یا مورد ضمایر در زبان فارسی وجود دارد ، همان کلمه است : "او، او، او را، او ،" معرفی سطح عمدی از ابهام مورد استفاده قرار می گیرد. موضوع صفوی تک صفحه ای ترکیب نیز اغلب زن و هم مرد در ظاهر خود را، و هم در مردان و هم در زنان با صفات مشابه conventionalized تصویر : بادامی شکل چشم ها ، دهان budlike، یا حلقه های باریک تیره و تار مو است.
دو شاهزادگان صفوی
دو شاهزادگان صفوی
منسوب به آقا Mirak
ایران ، تبریز ، CA. 1535
طلا و آبرنگ مات بر روی کاغذ
37.0 * 25.5 سانتی متر (14 9 / 16 X 10 1 / 16 وارد)
لنت توسط هنر و تاریخ تراست LTS1995.2.51
پس از قرن دوازدهم، تصوف (عرفان اسلامی) در سراسر جهان اسلام و شعر فارسی غنی بیشتر پخش می شود ، تشدید محتوای معنوی آن و معرفی سطوح اضافی از معنا است. شد مشخص نیست که آیا شاعران مانند مولوی (متوفی 1273) و یا حافظ (متوفی 1390) اشاره در آیات خود را به آرزوی آسمانی یا زمینی، و یا این که آیا آنها توصیف اتحاد انسانی یا الهی. به طور مشابه، یک نقاشی قرن هفدهم از یک زن زیبا می تواند به عنوان یک استعاره برای زیبایی انسان یا الهی دیده می شود. بسیار شبیه به شعر فارسی، بسیاری از این تصاویر خود به تعدد تفاسیر، که معنا و اهمیت خود را بیشتر افزایش لنت.

نشسته فرشته
نشسته فرشته
ایران ، 1575-1600
طلا و آبرنگ مات بر روی کاغذ
لنت توسط هنر و جمع آوری تاریخچه LTS1995.2.72
منابع:
Abolala Soudavar. هنر دادگاه های فارسی : انتخاب از هنر و تاریخ مجموعه اعتماد است. نیویورک : Rizzoli، 1992.
شیلا R. Canby.سرکش اصلاح طلب : طراحی و نقاشی ریزا یی عباسی اصفهان. لندن : انتشارات آزیموت، 1996.
انبار قرض گرفته شده : در قرون وسطی فارسی Epigrams. مقدمه و ترجمه شده توسط دیک دیویس. واشنگتن D.C. : Mage را ناشران، 1997.
برچسبها:
نقاشی ایرانی,
شعر ونقاشی,
ایران,
مشهد,
صفویه,
نگارگری,
کمر باریک
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 22:9  توسط هنرمند
|
نقاشی وطراحی در ایران
مخفی در درون صفحات از متون علمی ، تاریخی، و یا شاعرانه، طراحی تصاویر پیچیده را بخشی جدایی ناپذیر از نسخه های خطی فارسی از حداقل قرن سیزدهم شکل گرفته است. آنها نشان دادن لحظات خاصی در روایت و افزایش زیبایی بصری کلی کار.
رابطه بین کلمه و تصویر در نیمه دوم قرن پانزدهم، به طور فزاینده ای آرام شد. نقاشی های مقاله شروع به اشغال کل صفحات را، در حالی که متن به پانل های کوچک تنزل یا حذف. این زیبایی شناسی جدید منجر شد در بخشی به توسعه نقاشی و نقاشی در خارج از چهار چوب از کتاب است.
این ژانر اوج خود را در اواخر قرن شانزدهم و اوایل، هفدهم در دوران حکومت خاندان صفوی قدرتمند ایران (1501-1722) رسیده است.

زن با حجاب، منسوب به ریزا عباسی
زن با حجاب
منسوب به ریزا عباسی (1565 - 1635 حوالی)
ایران ، اصفهان ، CA. 1590-95
آبرنگ کدر ، جوهر ، و طلا بر روی کاغذ
34.2 * 21.5 سانتی متر (13 1 / 2 * 8 1 / 2 وارد)
لنت توسط هنر و تاریخ تراست
LTS1995.2.80
انجمن های ادبی، با این حال بودند ، هرگز به طور کامل رها شده است. تصاویر فردی در آلبوم ('muraqqa) مونتاژ شدند، و اغلب گنجانیده نوشتن و یا با اشعار تغزلی زوج شدند. دیگران شامل ترکیب دارای گوشه و کنایه و اشعار ماهرانه را به یک کل بصری منسجم گرد. یکی از محبوب ترین مباحث و موضوعات شامل از نوع ایده آل، مانند جوانان خوش تیپ، زن جوان کمرو، و یا استاد دانا، در حال حاضر از شعر فارسی آشنا است. با کشیدن بر روی بدن conventionalized از تصاویر، ترکیب تک صفحه ای می تواند به عنوان معادل تصویری از احساسات شاعرانه و "شعر تصویری" را در حق خود را تفسیر می شود.

نشسته جوانان ، رسم توسط ریزا عباسی امضا
نشسته جوانان
نقاشی امضا توسط ریزا عباسی (1،565 - 1635 حوالی)
ایران ، اصفهان ، CA. 1600
خطاطی میر علی (وفات 1556) به امضا
آبرنگ کدر ، جوهر ، و طلا بر روی کاغذ
لنت توسط هنر و تاریخ تراست LTS1995.2.75
ترکیب مستقل تمایل به کم هزینه تر و کار فشرده برای تولید نسبت به نسخه های خطی مصور و در نتیجه حمایت از مخاطبان گسترده تر، متنوع تر لذت می برد. علاوه بر به دادگاه، اعضای نخبگان صفوی، مانند پزشکان، تجار ، و استانداران، شروع به کمیسیون و جمع آوری برگ های فردی از نقاشی و شعر، که آنها را در آلبوم جمع آوری شده است. این ژانر همچنین اجازه آزادی مراجعان بیشتری در فرایند خلاقانه آنها در حال حاضر قادر به ابراز خود طعم متمایز و اولویتهای زیبایی شناختی با هر برگ است.

خمیده شاهزاده ، منسوب به آقا Mirak
خمیده شاهزاده
منسوب به آقا Mirak
ایران ، تبریز ، CA. 1530
آبرنگ کدر ، جوهر ، و طلا بر روی کاغذ
33.6 * 21.2 سانتی متر (13 1 / 4 × 8 3 / 8 وارد)
خرید اسمیتسون ، وجوه سپرده نامحدود اسمیتسونیان کلکسیون برنامه اکتساب و دکتر آرتور M. Sackler، S1986.300
منابع:
Abolala Soudavar. هنر دادگاه های فارسی : انتخاب از هنر و تاریخ مجموعه اعتماد است. نیویورک : Rizzoli، 1992.
شیلا R. Canby.سرکش اصلاح طلب : طراحی و نقاشی ریزا یی عباسی اصفهان. لندن : انتشارات آزیموت، 1996.
انبار قرض گرفته شده : در قرون وسطی فارسی Epigrams. مقدمه و ترجمه شده توسط دیک دیویس. واشنگتن D.C. : Mage را ناشران، 1997.
برچسبها:
ایران,
طرح,
نقاشی ایرانی,
طراحی ونقاشی ایرانی,
مشهد,
هنر,
نگارگری
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 22:3  توسط هنرمند
|
کوبیسمکوبیسم یک جنبش هنری توسعه یافته بین 1907 و 1914 به دنیا آمد و در فرانسه بود. کوبیسم فرم های از طبیعت با استفاده از آمار و ارقام هندسی ، به نمایندگی از تمام نقاط یک جسم در یک سطح است. است و به عنوان اولین آوانگارد به عنوان آن را با وضعیت فعلی آخرین در اوایل رنسانس از دیدگاه قرن بیستم می شکند. نمایندگی از جهان قرار بود به هیچ تعهد واقعی به ظاهر همه چیز. همچنین
دستیابی به موفقیت برای هنر هنر قبول شرایط او ، و اجازه می دهد تا این
وضعیت در کار دیده می شود ، یعنی از آن است که یک بخش ذاتی آن است. متولد در سالن Independants پردازنده.
با وجود آوانگارد سبکهای نقاشی که رنگ جدید نیستند ، و آنها هنوز هم شامل آنها نیز نیمه عمری ، منظره و پرتره. پیکاسو و کوبیسم ایجاد Braque دو روند. اولین کوبیسم تحلیلی (1910-1912) ، که در آن نقاشی است که تقریبا تک رنگ است. رنگ در این زمان بود که علاقه مند به این دلیل که نکته مهم در نقاط مختلف و مشاهده هندسی ، رنگی بود. این دوره شامل انواع دیگری از کوبیسم : کوبیسم محفوظ از هوا. این
آثار تقریبا به نظر می رسد انتزاعی از تعداد دیدگاه ها نشان داده ، در
نتیجه تصویر به تصویر کشیده شد تقریبا غیر ممکن را مشاهده کنید ، اما برای
برخی از موارد مانند لوله ، نامه و یا در روزنامه ها ، که در خدمت به
تشخیص چه چیزی است که نشان می دهد. کوبیسم شد تنگ تا کنون ، که ترس از افتادن به انتزاع ، شد آنچه که به عنوان دوره دوم شناخته شده است کوبیسم ترکیبی (1912-1914). کوبیسم ترکیبی Braque شروع به قرار دادن این مقاله colle به طور مستقیم به رنگ چسبانده. پیکاسو
و Braque شروع به قرار دادن روزنامه ها و این را که امروز collage.El
کوبیسم مورد استفاده به عنوان زنگ های تصویری از خاکستری ، سبز و قهوه ای
تبدیل شده است. جنبش کوبیسم ضروری است آن را به عنوان منجر به بقیه اروپا آوانگارد gardes قرن بیستم.
Orphism
Orphism
یا کوبیسم اسرار امیز است که به نام در سال 1913 توسط شاعر Apollinaire
گیوم به تمایل کوبیسم و انتزاعی پاریس رنگارنگ با توجه به افزایش رنگ و
نور ، شبیه به ارفئوس ، یک شخصیت در اسطورههای یونان برای مدیریت مافوق
انسانی خود را چنگ ، نشان دهنده ارتباط شعر و موسیقی
این
به نقاشی مجموعه های جدید را با عناصر وام گرفته از واقعیت بصری است ، اما
به طور کامل توسط این هنرمند ساخته و او را در یک واقعیت قوی وقف. این هنر خالص است.
Apollinaire
بود در Orphism یا کوبیسم مرموز به آثار فرناند Leger ، فرانسیس Picabia ،
مارسل دوشان و بالاتر از همه ، رابرت Delaunay ، که در عمل به عنوان یک
قهرمان از این روند. در
این زمان اختلاف به وجود آمد در مورد نقش است که در تعریف از کار Orphism
فرانک Kupka ، به اتهام شاعرانه خود را که بسیار مهم و تاریخی ارزش شده
است.
ویژگی ها :
پیروزی * * * * رنگ خالص است که "فرم و ماده."
* * * * Dispenses با شناسایی فضای تصویری.
* * * * تعویض به تدریج تصاویری از طبیعت های شکل نور رنگی.

Demoiselles D' آوینیون ، سال 1907 ، پابلو پیکاسو. موزه هنر مدرن در نیویورک.

سه زن ، سال 1921 ، فرناند Leger ، موزه هنر مدرن در نیویورک.
ترجمه شده از سایتlamujerenelarte
برچسبها:
کوبیسم,
اوینیون,
پیکاسو,
هنر,
مشهد
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 21:18  توسط هنرمند
|
گروه هنری برای هنر((4art))
به زودی فعالیت خود را در قالب
بازدید از نمایشگاه های سطح شهر,
برگزاری گرد همایی جهت طراحی ونقاشی و....
شروع می کند
واز تمامی هنرمندان علاقه مند به
عضویت در گروه هنری برای هنر دعوت به عمل می اید
جهت عضویت مشخصات خود را در بخش نظرات برای ما بگذارید((تمام اطلاعات شما محفوظ می ماند))
عضویت در گروه هنری برای هنر هیچ گونه محدودیت جنسی یا سنی نداشته
وپذیرای دوستان هنر دوست مشهدی می باشد
از تمام دوستان مشهدی خواهش می کنیم این وبلاگ را به دوستان دیگر معرفی کنند
تا شاهد هر چه زودتر برگزار شدن برنامه ها باشیم
از علاقه مندان جهت نویسندگی در وبلاگ دعوت به عمل می آید
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم تیر 1390ساعت 19:48  توسط هنرمند
|
سلام به زودی گروه برای هنر آغاز به کار می کند.
+ نوشته شده در جمعه هفدهم تیر 1390ساعت 21:0  توسط هنرمند
|
باروک شناسی
شناخت مکاتب ادبی عنوانی است برای این نوشتار ، نوشتاری
که از امروز میهمان چشمان شما خواهد بود تا به طور خلاصه و به قدر معلومات
نویسنده این کلمات به بررسی مکتبهای مختلف ادبی ، از رنسانس تا کنون
بپردازد . امید که با لطف و نقد خویش ما را یاری دهید .
باروک Baroque
پیش از آنکه بحث مکتبهای ادبی را آغاز کنیم بهتر است به یک دوره پربار
هنری و ادبی اشاره کنیم دوره ای که تأثیرش در تمامی مکاتب مشهود است و رگه
هایی از آنرا هنوز هم در بسیاری از نهضتهای ادبی و هنری می توان دید .
باروک در حقیقت ، در صنعت جواهر سازی به مروارید نامنظم و یا به سنگی که
تراش نامنظم خورده باشد ، به کار می رفت و در اصطلاح عنوانی است که از
اواخر قرن نوزدهم ، نوگرایان به یک رشته قالبهای جمال شناختی در قرون
گذشته که حالاتی خاص و غیر عادی داشته اند اطلاق کردند .
باروک نه یک مکتب یا نهضت ادبی مشخص و معین است و نه از نظر تاریخی و
جغرافیایی به زمان و مکان معینی محدود است . هنر باروک پیش از آنکه در
ادبیات بکار رود در هنر معماری رخ نمود و به تدریج در هنرهای تجسمی و
موسیقی آشکار شد . شاید به همین دلیل است که باروک در ادبیات تعریف جامع و
مشخصی ندارد و همیشه آنرا به صورت منفی تعریف می کنند و به طور خلاصه می
گویند : « باروک آن چیزی است که کلاسیک نیست »
تئوری باروک را نخستین بار بالتاسار گراسیان ،Baltasar Gracian ، نویسنده
و فیلسوف اخلاق یسوعی در اسپانیا بیان کرد و نمایندگان سبک باروک در
ادبیات ، گونگورا ، Gongora ، کشیش و نویسنده اسپانیایی ، مارینو ، Marino
، شاعر ایتالیایی و نیز نویسندگان دیگری در آلمان و فرانسه و انگلیس بودند
.
باروک هنری مبهم ، متظاهر و غیر عادی است که گذشته از محیط بورژوازی ، در
میان محافل اشرافی و محیط مذهبی کلیسا و حتی در میان دهقانان هم کاربرد
داشت ، چنان که می بینیم معماری باروک در کلیسا و دربار بیش از هر جای
دیگر نمود می یابد و موسیقی باروک در کلیسا به رشد و کمال واقعی خویش می
رسد و یا در زمینه ادبیات ، افسانه های ژاپنی زیباترین نمونه باروک به
شمار می روند .
باروک در اشعار مربوط به تکوین عالم و متافیزیک ، نمایشنامه های
تراژدی_کمیک ، اشعار روستایی و شبانی و بالاخره در شیوه خاصی که مونتنی ،
Montaigne ، در اثر بزرگ و معروف خود ، تتبعات استفاده کرده ، کاربرد
داشته است .
باروک ، هنر تظاهر و تلألو است و بر پایه نظام مقابله ، شباهت و قرینه
سازی بنا شده است . هنری است با ساختار بسیار قوی که در شعر و نثر آن ،
استعاره ها و کنایه ها همان نقشی را دارند که در معماریش ، قوس ها و
مارپیچ ها و اشکال حلزونی .
در نمایشنامه های باروک نیز این تظاهر و ابهام و پیچیدگی کاملاً به چشم می
خورد : هنرپیشه از خلال بازی در نقش دیگری ، در واقع به سراغ خودش می رود
. بازیگر یا قهرمان نمایش باروک فقط قانون تناسخ را می شناسد . رفتن در
لباس دیگری در واقع کشف حقیقت است . تظاهر و تفاخر مقدمه ای است بر ادراک
خویشتن و زینت و لباسهای آراسته وسیله ای است برای بر افتادن نقاب از چهره
، در پایان کار .
نمایشنامه ها و ادبیات این دوره سرشار است از جادوگران و الهه های مسخ شده
و مالامال است از چهره های دوگانه و نقابدار . موجودات افسانه ای بیشترین
نقش را در ادبیات این دوره دارا بودند . از مهمترین شخصیتهای افسانه ای
این دوره می توان به آرگاند ، سیرسه ، مده آ و پروتئوس اشاره کرد که در هر
دوره ای نامی تازه بر خویش نهاده و به لباسی در آمده اند .
ویژگیهای ادبیات باروک
1. ابهام
2. تظاهر و تفاخر
3. تناسخ و تغییر چهره
4. مسخ شدن
5. جسمیت بخشیدن به همه اشیاء ، حتی مرگ ( در هم آمیختن مرگ و زندگی )
علل پیدایش
شاید بتوان علت تمامی این ویژگیها را در فلسفه آن روزگار جستجو کرد .
فلسفه ای که گراسیان در نمایش «طاووس » خویش از آن سخن می گوید : « واقعیت
بدون صورت ظاهر به چه درد می خورد ؟ بزرگترین دانشها ، در هنر ظاهر شدن
است ... کمی تظاهر بهتر از کلی واقعیت پنهان است ... تجلی ، هستی دیگری به
هر چیز می دهد .»
اما در عین حال این تظاهر با کتمان قرین می شود که در نظر گراسیان یکی
دیگر از فضایل بزرگ است ، و نتیجه این قرین شدن چیزی جز ابهام نیست .
نفوذناپذیر ساختن خویشتن ، مخفی داشتن رازدل خود در واقع نوعی پنهان کاری
، یکی دیگر از شرایط شایستگی برای انسان است . از نظر اخلاقیون و فلاسفه
آن روزگار کتمان هم روشی است برای خودشناسی ، و تظاهر ، نوعی پرده پوشی و
دکوری است برای درونیات انسان .
روشهای تظاهر و کتمان گاه بسیار متفاوت است و مبحثی برای مناقشه فلاسفه آن
دوران . مره ، Mere ، نویسنده و معلم اخلاق فرانسوی در کتاب مکالمات خویش
چهره انسان شریف را در روابط اجتماعی تصویر کرده است . او از انسان شریف
خود دو مشخصه مهم می خواهد : انعطاف پذیری و طبیعی بودن . این دو مشخصه
پایه و اساس جلب توجه در جامعه است . برای خوشایند بودن باید انعطاف پذیر
بود اما در درجه اول باید حالتی طبیعی داشت . این دو مشخصه مکمل هم هستند
. اما چگونه می توان این دو متضاد را با هم جمع نمود ؟ مره در این زمینه
می گوید : برای این منظور باید هنرپیشه خوبی بود . انسان باید تصور کند که
در صحنه است و دارد نقشی را بازی می کند .
قابلیت انعطاف پذیری و طبیعی بودن ، یا به عبارت دیگر : « نقاب و صداقت »
که می توان گفت پس از تظاهر باروک ، فرمولی فرانسوی است که کلاسیسیسم و
باروک ، بی آنکه با هم مخالفتی کنند ، هر دو آنرا می پذیرند .
در باروک همه چیز ظاهرسازی و لباس مبدل است حتی خود زندگی . همچون گریفیوس
که در « کاردنیو و سلینده » ، Cardenio et Celinde ، در زیر نقاب زن محبوب
، اسکلتی را پنهان می نماید . ماجرای « کاردنیو و سلینده » در دل شب اتفاق
می افتد . شبی آکنده از سحر و فسون ، ظهور موجودات غریب و صحنه های حیرت
آور در گورستانی که مرده ای را از گور بیرون می آورند . اوج نمایشنامه از
آنجاست که «کاردنیو» که معشوقه اش او را ترک گفته ، در برابر خانه معشوقه
انتظار می کشد . زنی نقابدار را می بیند که از آن خانه بیرون آمد و معشوقه
خود را در زیر نقاب می شناسد . دنبالش می کند ، زن به بیرون از شهر و به
میان چمن ها می رود ، مرد نیز خود را به او می رساند . می خواهد چهره او
را ببیند . دست می برد و نقاب او را برمی دارد ، و خود را با اسکلتی روبرو
می بیند که کمانش را به سوی او نشانه رفته است . صحنه نیز در آن لحظه از
چمنزار سبز و خرم به بیابان برهوت تبدیل می شود . در زیر اندام زن محبوب ،
خودِ مرگ است که عاشق در آغوش می کشد .
از این رو است که نشانه های مرگ از همه سو سر می کشد ... جسد و اسکلت و جمجمه مرده ، مخیله اغلب نقاشان و شاعران را آکنده است .
زندگی به جز رویا و تغییر لباس موقت یک مرده نیست . اما در همین مدت کوتاه
هم مرگ با زندگی در می آمیزد ، چنان که گوئی خود نیز زنده است . که وه دو
، Quevedo ، نویسنده و فلیسوف بزرگ اسپانیایی در تمثیلی از کتاب رؤیای مرگ
، طاووس و پروتئوس و زن دو چهره باله های درباری را در یکجا گرد می آورد .
اگر به همه مرده های زندۀ نمایشهای شبانی و تراژدی_کمیک بیندیشیم ، و به
همه کسانی که در مراسم آداب مذهبی برای مردگان ، بالای جسد خودشان می آیند
، به شاعرانی که اشعارشان همچون آئینه مرده شان است و به پیکرسازان
اسپانیایی که مسیح را بر بالای صلیب نه به صورت مرده ، بلکه هنوز زنده و
در حالت احتضار ، یعنی « مرده و زنده با هم » نشان می دهند ، پی خواهیم
برد که مردۀ « که وه دو » به زبانی حرف می زند که انعکاس آن را در کار
بسیاری از هنرمندان باروک می بینیم . و در این تصویر متنوع و گوناگون ، و
متغیر و پرجنب و جوش ، تمثیلی را خواهیم دید که دو مشخصه هنر باروک را در
کنار هم نشان می دهد : حرکت و دکور ، تناسخ و تغییر چهره .
و اکنون ...
مطالعه درباره هنر و ادبیات باروک به صورت جدی در قرن بیستم آغاز شده
است . به ویژه در سال 1910 بود که تصمیم گرفتند آن را در گذشته و در تاریخ
معینی قرار دهند و مطالعه کنند . می توان گفت که در این قرن همراه با این
مطالعات بود که دادائیست ها و سوررئالیست ها هم توانستند عوامل متعددی را
از هنر باروک بگیرند . اما بر خلاف کلاسیک ها که بازگشت به یونان قدیم را
با بوق و کرنا اعلام کرده بودند ، این هنرمندان چون اهداف دیگری را دنبال
می کردند ، طبعاً به روابط شان با آن دوران گذشته فراموش شده هم اشاره ای
نکردند . پست مدرنها نیز به زیبایی رگه هایی از باروک را در ادبیات خود
گنجاندند و آنرا به کمال رساندند .
خورخه لوییس بورخس ، Jorge Luis Borges، در داستانهای کوتاه خویش برخی از
ویژگیهای باروک را به نمایش گذاشت و کارلوس فوئنتس ، Carlos Fuentes ، در
کتاب آئورا،Aura ، به تأثیرپذیری خویش از که وه دو اشاره می کند و رگه
هایی از سبک باروک را در کار خود نشان می دهد که در بخش معرفی کتاب بیشتر
به آن خواهیم پرداخت .
بحث هنر باروک را در همین جا خاتمه می دهیم و امیدواریم در این مختصر توانسته باشیم گوشه هایی از آن را بر شما نمایان سازیم
رؤیای مرگ
فرانسیسکو د که وه دو ای ویلیگاس ، Francisco Gomez de Quevedo y
Villegas ، یکی از بزرگترین نویسندگان اسپانیا و از مهمترین داستان نویسان
باروک است که بخشی ازاثر ارزشمند او با نام رؤیای مرگ در پی می آید :
موجودی پیش آمد که به نظر می رسید از جنس مؤنث است . اندام او بسیار
ظریف و شکننده بود . با باری از تاج ها ، کلاه ها ، عصاها ، داس ها ، کفش
ها ، نیمتاج ها و کلاه های حصیری ، کلاه های بوقی ، شبکلاه های پشمی ،
گلدوزی ها و پوست ها ، حریر و پشم زرین ، سرب و الماسها و صدف ها و
مرواریدها و سنگریزه ها . یک چشمش باز و چشم دیگرش بسته بود ، لباسش به
همه رنگ ها بود . از یکسو جوان و از یکسو پیر بود . گاهی آهسته آهسته پیش
می آمد و کاهی تند تند . گاهی به نظر می آمد که از من بسیار دور است و
گاهی بسیار نزدیک بود و وقتی که تصور می کردم دم در خانه من است بالای سرم
دیدمش . رؤیابین از او می پرسد : « شما که هستید ؟» پاسخ می شنود :« من
مرگم .» می پرسد :« پس اسکلتت کو ؟» و او پاسخ می دهد :« دوست من ، اسکلت
چیزی است که از زنده ها به جا می ماند ... خود شما هستید که مرگ خویشتنید
. او چهره هر کدام از شماها را دارد . شماها مرده خودتان هستید ... زندگی
یعنی مردن در حال زندگی . اگر این را خوب می فهمیدید ، هر کدامتان هر روزه
آینه ای از مرگ خودتان داشتید و می دیدید که همه خانه هایتان پر از مرده
هاست . یعنی به تعداد همه زنده ها مرده وجود دارد ...» ، « و اما اسکلت ،
فقط طرحی است که روی آن بدن انسان را مثل مجسمه ای می پوشانند .»
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 16:7  توسط هنرمند
|
هنر
+ نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 21:13  توسط هنرمند
|